تبليغاتX
larestan لارستان و دانش آموختگان

فتح لار و بحرین

«1009 ق / 1600 م»

شاه عباس، حکومت فارس را در 1003 ق / 5 -1594 م هم به الله وردى خان زرگر باشى، واگذار کرد. در این تاریخ، ولایت لار مطیع دسته‏اى از خوانین محلى بود که نسبت خود را به ادعا، به گرگین میلاد، پهلوان مشهور شاهنامه مى‏رساندند و بنادر این ولایت هم، چون میناب و جرون - بندر عباس - اسما" تحت امر امیران هرمز و رسما" مطیع حکمران هند پرتغال بود.

پرتغالیها در 912 ق / 1506 م هرمز «هرموز» را به تصرف خود درآوردند و امراى این جزیره را که باجگزار سلاطین ایران بودند، مطیع و دست نشانده خود کردند؛ سپس جزایر عمان و مسقط و دیگر جزایر خلیج فارس را هم تحت قیومیت خویش گرفتند. در سال 920 ق / 1514 م شاه اسماعیل اول، سفیرى نزد آلبوکرک - حاکم هند پرتغال - که در خلیج بود، فرستاد و آلبوکرک هم سفیر ایران را به اقتضاى وقت به گرمى‏پذیرا شد؛ اما کمى‏بعد چون شنید که امیر هرمز اطاعت پادشاه صفوى را گردن نهاده، به تنبیه این حکمران آمد و در پایان، در میناب، با سفیر شاه اسماعیل عهدنامه‏اى بست و حاضر شد که در مقابل صرف نظر کردن پادشاه صفوى از تقاضاى اطاعت از امیر هرمز، ایران را در سرکوب طغیان و انقلاب بلوچستان و لشکرکشى به بحرین یارى رساند و ایران و پرتغال بر ضد عثمانى متحد و هم پیمان شوند.

با وجود این معاهده، پرتغالیها در سال 926 ق / 1520 م، بحرین یعنى ساحل الحسا و جزایر مجاور آن را هم از تصرف شاه اسماعیل خارج کردند؛ پادشاه ایران هم که درگیر گرفتاریهاى داخلى بود و ضمنا" کشتى جنگى هم نداشت، نتوانست مانع از تجاوز پرتغالیها شود. حتى در انقلاب عظیمى که از 925 تا 928 ق / 1520 تا 1522 م در تمام جزایر و سواحل خلیج فارس از سوى ایرانیان بر علیه اشغال سرزمینشان توسط پرتغالیها رخ داد؛ و نزدیک بود که کار اشغالگران را یکسره سازد، شاه اسماعیل واکنشى نشان نداد.

در 1009 ق / 1600 م، الله وردى خان، نخست خوانین لار را که مانع ارتباط مستقیم ولایت فارس از جانب جنوب شرقى به سواحل خلیج فارس بودند و با پرتغالیها مساعدت داشتند، از میان برداشت، سپس به این عنوان که بحرین همواره ضمیمه فارس بوده، سپاهى به تسخیر آنجا فرستاد. پرتغالیها به بحرین حمله بردند، اما الله وردى خان براى آنکه فشار آنها را بر بحرین کاهش دهد، همزمان بندر جرون «بندر عباس» را مورد تعرض قرار داد و با این تدبیر مانع استیلاى مجدد پرتغالیها بر بحرین شد. این ایالت نخستین منطقه‏اى از سواحل خلیج فارس بود که پس از یک صد سال استیلاى بیگانگان، از دست آنها خارج و همچنان در تصرف ایران در عهد صفویه باقى ماند.

+ نوشته شده توسط س. راضی در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 13:24 |

 

بازار قيصريّة لار

الله قلي اسلامي

بازار قيصريه « لار » يك مجموعه نفيس و پرتنوع معماري قديم ايران است. جلوه‌ةاي بارزي از شيوه‌ها و شگردهاي معماري گذشته – از پيش از صفويه، تا قاجاريه – در اين مجموعه تاريخي بچشم ميخورد و با آنكه غبار صدها سال بر رخسار آن نشسته است، استحكام و قدرت بافت آن كمترين آسيبي نديده است. اين معني را بازار قيصريه « لار » و كاروانسراهاي پيرامون آن با زلزله‌هاي مهيبي كه مغرورانه از سر گذرانده‌اند، بي‌آنكه خدشه‌اي بپذيرند، اثبات كرده‌اند. آرتور پوپ – ايرانشناس نامي معتقد است : « در ساختن گنبدهاي آجري ايران مقام اول را حائز است. معماران با قريحه ايران مسأله پيچيده و غامض ساختن « گنبد بر پايه چهار گوش » را حل كرده‌اند و حال آنكه حل اين معما براي مهندسان و معماران رم ميسر نشده است. اين امر باعث شد كه طاقهاي زشت و ناهنجار زمان اشكانيان و ساسانيان براثر ساختن گنبدهاي باشكوه دوره سلجوقيان مبدل به ساختمانهاي آراسته و شاعرانه زمان صفويه شود.»(1)

اين مسير رو به كمال معماري ايران و اين تعالي ذوق و قريحه را كه « پوپ » از آن سخن ميگويد، در مجموعه «لار» به وضوح مي‌يابيم.

نماي داخل گنبد بازار از سنگ تراش است. چهار دالان طولاني (شمالي – جنوبي – و شرقي – غربي) استخوان‌بندي اصلي بازار را ميسازند. اين دالانها در محل يك چهار سوق يكديگر را قطع ميكنند.

در طرفين دالان جنوبي و شرقي و غربي 13 زوج مغازه و در طرفين دلان شمالي 14 جفت مغازه احداث شده است. بناي اصلي بازار خيلي قديمي است. كتاب فارسنامه ناصري آگاهي‌هائي از اين بازار و چگونگي ايجاد آن به ما ميدهد : « ايالت خطه لارستان در زمان شاه كيخسرو تا سال 1011 در دودمان گرگين ميلاد باقي بماند و آخرين اولاد او ميرزا علاءالملك مشهور به شه ابراهيم خان پسر نورالدهرخان لاري است كه نواب الله وردي خان والي فارس او را به قهر و غلبه گرفته در وقتي كه شاهنشاه ايران شاه عباس ماضي صفوي در نزديكي شهر بلخ توقف داشت، الله وردي خان و شاه ابراهيم خان لاري وارد شدند و بعد از چند روزي شاه ابراهيم خان وفات يافت و اكنون از آثار ملوك گرگيني در شهر لار مسجد جامع چاربازار مشهور به قيصريه است كه ديوار و طاقهاي داخلي و خارجي آنها را از گچ خالص و سنگ تراشيده منب و مقرنس ساخته‌اند و چندين مرتبه آن را تعمير نموده‌اند و درسال 1015 حاجي قنبر علي بيك ذوالقدر جهرمي وزير خطه لار، قيصريه را تعميري لايق نمود، چنانكه در پيشاني طاق بزرگ چهارسوق قيصريه اين قطعه را نگاشته و تاكنون باقي است.

شكر خدا كه باز بتابيد كردگار در عهد پادشاه جهان سايه خدا ……….. تاريخش از خرد طلبيدم جواب گفت دارلامان ا رشد احياء از اين بنا 1014

 

 

 

بازار قيصريه لار به دوره پيش از صفويه تعلق دارد، اما بخاطر فرسودگي و صدماتي كه بر آن وارد آمده بود، در زمان شاه عباس كبير احيا و نوسازي شد. اين مرمت و بهسازي در عصر قاجاريه تجديد شد و نشانه‌ها و يادگارهاي تازه‌اي از شيوه معماري اين عصر به مجموعه « لار » افزوده گشت.

بازار درحال حاضر شامل دو شبكه شمالي و    جنوبي است كه مدخل ورودي جنوبي آن از ميدان جديد الاحداث لار شروع و به محلهاي شمالي قديمي بازار ختم ميشود. رشته ديگر شرقي و غربي است كه در تقاطع بازار شمالي جنوبي داراي يك چهارسوق وسيع است. چهارسوق بصورت 8 گوش است و در چهار گوش آن چهار باب مغازه در هر سمت احداث شده است. در اطراف چهارسوق و در پشت چهار مغازه هرسمت چهارسوق، بازاري بعرض 3/4متر دورادور ادامه دارد و باين ترتيب طرح جانبي را بوجود آورده است كه در ساير بازارهاي ايران نظير آن ديده نميشود. طول بازار شرقي و غربي 6/117 متر و طول بازار شمالي جنوبي 4/124 متر است.

جالب‌ترين بخش بازار قيصريه لار طرح چهارسوق آن است كه در نوع خود از نظر معماري منحصر بفرد است. گنبد سنگي چهارسوق داراي طرح بسيار جالبي است و ارتفاع آن از 18 متر تجاوز ميكند.

 

يكي از آب انبارهاي قديمي لارستان

سردر يكي از كاروانسراهاي مجاور بازار

 

 

بازار قيصريه لار سرمشقي براي ساختن ساير بازارهاي قديمي ايران بود و از روي طرح اين بازار، بازارچه بلند اصفهان و سپس در دوره زنديه بازار وكيل بنا شد. بازار قيصريه داراي ويژگيهاي جاذبه انگيز و چشمگيري است كه در ديگر بازارهاي قديمي ايران نظير آن ديده نميشود. طاقهاي ضربي با اين ارتفاع در ساير بازارهاي قديمي ايران ديده نميشود. بلندي طاق ضربي در چهارسوق به 18 متر ميرسد و عظمت حشمت آميز آن تأثير اعجاب‌انگيزي در بيننده بر جاي ميگذارد. بر روي طاق ضربي چهارسوق بادگير (خشيخان) ساده‌اي زده‌اند كه باعث تهويه بازار ميشود. بعلت ارتفاع زياد طاق چهارسوق، اين تهويه بطور كامل انجام ميگيرد، بهمين جهت بازار قيصريه در تابستانها داراي هواي فوق‌العاده خنك است. طاق عظيم ضربي چهارسوق كه روي يك هشتي قرار دارد، پس از گذشت صدها سال كوچكترين خللي نيافته است و با هان شكوه نخستين چشم را مينوازد. چند نمونه از درهاي قديمي مغازه‌ها هنوز در محل خود باقي است. در ساير مغازه‌ها جايگزيني درهاي آهني بجاي درهاي چوبي نخستين، به گونه وصله ناجوري مينمايد. كف خيابان و ميدان جنوبي بازار از كف بازار بلندتر است و بهمين جهت 3/1 ارتفع بازار پائين‌تر از سطح آن قرار دارد. يك پلكان سنگي رابط خيابان به بازار است. تاريخ تعميرات بازار قيصريه – درعهد صفوي – درپي گنبد چهارسوق نقش بسته است. كتيبه سنگي ديگري كه در مدخل بازار – در سمت جنوب – بر پيشاني دروازه ورودي نصب شده آگاهي لازم را درباره تعميرات و نوسازي بازار – در دوران قاجار – بدست ميدهد.

كتيبه سنگي سردر جنوبي بازار

اين كتيبه بر روي سنگ مرمر و نقرو در پيشاني سردر ورودي جنوبي قيصريه نصب شده و مربوط به تعميرات بازار قيصريه لار در زمان ناصرالدين‌شاه است. متن كتيبه در 8 سطر با خط نستعليق چنين خوانده ميشود :

بعهد خسرو صاحب قرآن ناصر دين كه داشت ملكت ايران زمين حصن حصين مثال داده فرمان او قضا و قدر پناه جسته درگاه او زمان وسنين خديولار خداوندگار عدل شعار كه بود همت و توفيقشان مسلمين بنام فتحعلي خان ز فر وجود سخا برخش همت حاتم صفت نهادي زين نمود احياء اين قيصر را پس آنك گذشته بود ز ويرانيش شهور و سنين چه قيصريه كه از شرم او هنوز چكد عرق ز عارض چين و ز چهره ماچين ز هجرت نبوي بد هزاروسيصد سال كه شد تمام و بر او كرد آسمان تحسين زبان پاك بر ابدان پاك باعث شهر هزار رحمت و جاودانا و قرين 1300 .

نوسازي بازار قيصريه در دوره ناصرالدين شاه بوسيله فتحعلي خان حاكم فارس صورت گرفت. كتيبه دوم، كتيبه مفصلي است كه درپاي گلوي گنبد هشتي دالان قيصريه بخط نستعليق در دوره شاه عباس كبير نصب شده است. كتيبه چهارسوق قيصريه از سمت جنوب شروع ميشود و مضمون آن چنين است:

شكر خدا كه باز بتأييد كردگار درعهد پادشاه جهان سايه خدا عباس شاه آنكه ز خاك درش مدام كسب سعادت ابدي ميكند هماي از يمن عدل خان زمان آنكه از كفش خجلت برد محيط چو گيرد ره سخاي ويران سراي لار بسعي وزير دهر دستور بحر خاطر و داراي مهرو راي قنبر علي بيك آنكه ز آئينه دلش در غيرت ابد شده جام جهان نماي.

و در دنباله كتبيه، معمار بازار و بناي آن معرفي شده‌اند:

عمل استاد نورالدين محمد – بنا احمد سپاه

و اشعار كتيبه باز ادامه مي‌يابد :

معمور شد چنانكه نمانده است جغد را از وي ز بهر ساختنش آشيانه جاي از قيصريه‌اي كه هواي فضاي او همچون نسيم باغ بهشت است غم‌زده‌اي تاريخش از خرد طلبيدم جواب گفت دارالامان لارشد احياء از اين بنا.

و بنابراين برحسب حروف ابجد، تاريخ تجديد ساختمان و تعميرات قيصريه در دوره شاه عباس كبير و سال 1014 هجري قمري است. بازار را تعدادي كاروانسرا از دوره صفويه احاطه كرده است كه هر يك از آنها نمونه ساحرانه و بارزي از معماري روزگار صفي است، از جمله در گوشه جنوب شرقي ميدان جديد الاحداث، كاروانسراي جالبي است كه سردر آن رو بخيابان باز ميشود. سردر ورودي داراي گچ‌بريهاي دل‌انگيز و زيبائي است كه بوسيله داران طولاني به صحن كاروانسرا مربوط ميشود. صحن كاروانسرا داراي طرح چهارگوش است و در چهار طرف آن چهار ايوان باسبكي بسيار جالب بنا شده كه داراي طاقهاي بيضوي و جناقي است. فعلاً از حجره‌هاي اطراف كاروانسرا بعنوان انبار استفاد ميشود.

پاورقي‌ها :

1 – شاهكارهاي هنر ايران – تأليف : آرتور پوپ .

 

+ نوشته شده توسط س. راضی در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 13:23 |

بازتاب

بر اساس درخواست بينندگان «بازتاب» مبني بر ويژگي‌ها و سابقه تاريخي جزاير سه‌گانه ايراني،‌«بازتاب» به انتشار موقعيت دقيق جغرافيايي اين سه جزيره و تابعيت آنها در طول تاريخ مي‌پردازد. به زودي در گزارش‌هاي كاملتري، به تشريح سابقه تاريخي اين جزاير در طول تاريخ خواهيم پرداخت. در حالي كه دولت امارات متحده عربي و گاه اتحاديه عرب هر از چند گاهي ادعاهايي را درباره اين سه جزيره (ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك) مطرح مي‌كند، شواهد تاريخي حاكي از آن است كه از زمان مادها تاكنون، ‌اين جزاير در اختيار ايران بوده است و تنها اشغال‌كننده اين سه جزيره، دولت بريتانيا بوده است كه اين اقدام را در دوره استعمار انجام داده است. جزيره ابوموسي جزيره ابوموسي در پهنه آب‌هاي جنوب شرقي خليج فارس و در فاصله 115 مايلي (213 كيلومتري) جنوب غربي بندرعباس، مركز استان هرمزگان، قرار داشته و جنوبي‌‌ترين جزيره ايراني خليج فارس به شمار مي‌رود. مختصات جغرافيايي جزيره ابوموسي بين 55 درجه تا 55 درجه و 3 دقيقه طول جغرافيايي و 25 درجه و 51 دقيقه تا 25 درجه و 54 دقيقه عرض جغرافيايي قرار داد. نام رسمي جزيره، ابوموسي است، اما در قديم‌الايام به نام «گپ‌سبزو» نيز معروف بوده و نام‌هاي ديگري نيز داشته كه شامل «بوموسي»، «بوموف» و «بابا موسي» مي‌باشند، اما در محاورات كمتر از آنها ذكر مي‌شود. جزيره ابوموسي از شمال به جزيره تنب كوچك با فاصله 24 مايلي (45 كيلومتر)، از شمال شرقي به جزيره تنب بزرگ با فصله 28 مايلي (53 كيلومتر) از شمال غربي به جزاير فارور و فارورگان به ترتيب با 35 مايلي (65 كيلومتري) و 37 مايلي (68 كيلومتر) و از غرب به جزاير سيري با فاصله 25 مايلي (46 كيلومتر) قرار گرفته است. بندر شارجه متعلق به كشور امارات متحده عربي در فاصله 35 مايلي (65 كيلومتري) جنوب جزيره واقع شده است. مساحت جزيره ابوموسي 8/12 كيلومتر مربع است. تقسيمات كشوري: جزيره ابوموسي جزيره ابوموسي همانند ساير جزاير خليج فارس از دوران «ماد» تا امروز جزو ايران بوده و تنها از سال 1891 ميلادي (1309 هـ.ق) دولت استعمارگر بريتانيا به طور موقت و غيرقانوني آن را اشغال كرد و هشتاد سال در اختيار داشت. با اين حال ايران همواره جزاير ابوموسي و تنب بزرگ و كوچك را جزو خاك خود دانسته و در تقسيمات سياسي آنها را لحاظ كرده است. بر پايه مدارك و آثار نوشته شده موجود، جايگاه جزيره ابوموسي از لحاظ تقسيمات كشوري سياسي چنين بوده است: اين جزيره در سال 1328 هجري شمسي جزو دهستان مزروقي بخش بندر لنگه از شهرستان لار و استان فارس بود. در سال 1333 هجري شمسي كه فرمانداري كل بنادر و جزاير خليج فارس تشكيل شد، يكي از بخش‌هاي فرمانداري بندر لنگه به شمار مي‌رفت. در سال 1335 هجري شمسي، جزيره ابوموسي تابع بخش كيش بوده است. در سال 1351 هجري شمسي، ابوموسي يكي از بخش‌هاي شهرستان قشم بوده است. در سال 1352 هجري شمسي، اين جزيره تابع شهرستان بندر لنگه بود و پس از آن با جزيره تنب بزرگ و تنب كوچك تشكيل بخش ابوموسي به مركزيت ابوموسي به تابعيت بندرعباس را مي‌دهد. در تاريخ 25 مهر سال 1361 هجري شمسي، شهرستان ابوموسي به مركزيت شهر ابوموسي شامل جزاير ابوموسي، تنب بزرگ، تنب كوچك، سيري، فارور و فارورگان متشكل از بخش‌هاي مركزي و تنب ايجاد گرديد. جزيره تنب بزرگ جزيره تنب بزرگ در پهنه آب‌هاي جنوب شرقي خليج فارس و در فاصله 97 مايلي (180 كيلومتري) جنوب غربي بندرعباس (مركز استان هرمزگان) قرار دارد. مختصات جغرافيايي جزيره تنب بزرگ به ترتيب عبارت است از 55 درجه و 17 دقيقه تا 55 درجه و 19 دقيقه طول جغرافيايي و از 26 درجه و 14 دقيقه تا 26 درجه و 17 دقيقه عرض جغرافيايي. نام رسمي جزيره، تنب بزرگ مي‌باشد. اما در قديم‌الايام به نام‌هاي تنب بزرگ، تنب مار بزرگ و تل مار نيز معروف بوده است. جزيره تنب بزرگ از شمال با ساحل جنوب غربي جزيره قشم به فاصله حدود 16 مايلي (29 كيلومتر) و از شمال غربي به فاصله 28 مايلي (51 كيلومتر) به بندر لنگه، از غرب به جزيره تنب كوچك با فاصله 7 مايلي (13 كيلومتر) و از جنوب غربي به فاصله 29 مايلي (53 كيلومتر) تا جزيره ابوموسي محدود مي‌گردد. بندر شارجه مربوط به كشور امارات متحده عربي در فاصله 54 مايلي (100 كيلومتري) جنوب جزيره واقع شده است. مساحت جزيره تنب بزرگ محاسبه شده توسط دستگاه پلاني‌متر معادل 5/10 كيلومتر مربع مي‌باشد. از نظر تقسيمات كشوري جزيره تنب بزرگ به عنوان مركز بخش تنب از توابع شهرستان ابوموسي بوده كه جزاير تنب كوچك، فارور، فارورگان به عنوان دهستان‌هاي تابع آن مي‌باشند. جزيره تنب كوچك جزيره تنب كوچك در پهنه آب‌هاي جنوب شرقي خليج فارس و در فاصله 108 مايلي (200 كيلومتري) جنوب غربي بندر عباس (مركز استان هرمزگان) قرار دارد و از نظر تقسيمات كشوري، جزو بخش تنب از شهرستان ابوموسي مي‌باشد. مختصات جغرافيايي جزيره تنب كوچك عبارت است از بين 55 درجه و 8 دقيقه تا 55 درجه و 9 دقيقه طول جغرافيايي و 26 درجه و 14 دقيقه تا 26 درجه و 15 دقيقه عرض جغرافيايي. نام رسمي جزيره، تنب كوچك است اما در گذشته به نام‌هاي ديگري شناخته مي‌شده كه از آن جمله «تمبو» و «نابيوتنب» مي‌باشد. جزيره تنب كوچك از شمال غربي با فاصله 23 مايلي (43 كيلومتري) به بندر لنگه، از شرق با فاصله 7 مايلي (13 كيلومتري) به جزيره تنب بزرگ، از غرب با فاصله 32 مايلي (60 كيلومتر) به جزيره فارور از جنوب غربي با فاصله 21 مايلي (39 كيلومتري) به جزيره ابوموسي و از شمال شرقي با فاصله 19 مايلي (35 كيلومتر) به ساحل جنوب غربي جزيره قشم محدود مي‌شود. مساحت جزيره تنب كوچك معادل 2/1 كيلومتر مربع است.

 

+ نوشته شده توسط س. راضی در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 13:21 |
images/20040219/larestan.jpg
 
لارستان ، عنوان کلي ناحيه اي در جنوب استان فارس است ، که به دليل واقع شدن در پس کرانه خليج فارس ، اهميت خاصي دارد.
اين منطقه به دليل وضعيت جغرافيايي اش از گذشته هاي دور،محل زندگي مردم کشورمان بوده و به همين دليل ، شناخت لارستان به معناي شناخت زندگي ويژه يک بخش از هويت گسترده کشور ما به شمار مي آيد.
لارستان به دليل نزديکي به خليج فارس و سواحل آن ، موقعيت تجاري و ترانزيتي بسيار خوبي دارد و از اين رو، بيشتر تجارت مردم لارستان با نواحي جنوب هندوستان بخصوص دکن بوده و در تاريخ ، نام بسياري از بازرگانان لاري ساکن و مقيم هند نيز آمده است.
اين بازرگانان از قرن هفتم تا يازدهم هجري قمري قسمت اعظم صادرات اسب و کمان و کالاهاي ديگر از خليج فارس به هندوستان را برعهده داشته اند.
اين مردم براي آن که انحصاري بودن فعاليت خود را به مردم منطقه و کشورهاي ديگر نشان بدهند، ابتکارات متعددي را مورد توجه قرار مي دادند.
از جمله اين ابتکارها، ضرب سکه انحصاري و عجيب موسوم به سکه لاري است. اين سکه از قرن هشتم تا دهم هجري قمري در لار ضرب شده و در نواحي جنوب ايران و بنادر مختلف خليج فارس و اقيانوس هند رواج داشته است.
عجيب بودن سکه به سبب شکل آن است که مفتولي از نقره خالص به شکل قلاب از وسط تا شده و 2 طرف آن مهر حکومت حک شده است.
اکثر گردشگران خارجي از جمله هندي ها و پرتغالي ها به اين سکه عجيب در سفرنامه خود اشاره کرده اند. يکي ديگر از ويژگي هاي منحصر به فرد زندگي در لارستان ، وجود درخت کنار است.
بخش عمده اي از پوشش گياهي لارستان درخت سدر است که در زبان لاري کنار ناميده مي شود. کنار درختي هميشه سبز است و ميوه آن مصرف خوراکي دارد، اين درخت در نزد مردمان جنوب تقدس دارد.
به آن پارچه هاي سبز و رنگارنگ مي بندند و در جوار آن شمع روشن مي کنند. از قطع آن خودداري مي ورزند. در قديم اگر نوزادي تا 6 روز مداوم گريه مي کرد، برگ کنار را در هاون مي کوبيدند و آب آن را به او مي خوراندند و معتقد بودند با اين عمل ، روح نوزاد آرامش مي يابد.
سفره عقد را با برگ کنار تزيين مي کنند. چهاردهم آذر هر سال فرزندان براي مادران خود تخم مرغ آب پز تهيه مي کنند، که به تخم مرغ تيرماه مشهور است و مادر براي سلامت فرزندانش آن را مي خورد.
چنانچه مادر نتواند تخم مرغ ها را بخورد، در ازايش بايد به تعداد فرزندانش ميوه کنار نارسي بخورد. مردم معتقدند که اين عمل موجب سلامت و شادي فرزندان خواهد شد. مردم لارستان براي حفظ آثار تاريخي اهميت و ارزش فراواني قائلند.
برفراز کوهي مشرف به شهر قديم لار معبدي است که مردم آن را قدمگاه مي نامند. چاهي که از صخره هاي سنگي تراشيده شده است ، محل اصلي اين معبد است.
مردم محلي در روزهاي دوشنبه و چهارشنبه با پيمودن شيب تند کوه خود را به قدمگاه مي رسانند و با روشن کردن شمع و بستن دخيل به راز و نياز مي پردازند.
آنان که آرزويي در دل دارند، خود را بر سر چاه قدمگاه مي رسانند و با انداختن قند به داخل آن ، پوششي بر سر مي کشند و به تماشاي سطح آب مي نشينند و معتقدند در صورت برآورده شدن نذرشان ، تحقق آن را در سطح آب چاه مشاهده خواهند کرد. تماشاي سطح آب درحالي صورت مي پذيرد، که چادري بر سر و صورت فرد کشيده مي شود، تا در تاريکي ايجاد شده ديد بهتري پيدا کند.
بناها و ساختمان هاي پيرامون اين معبد، متعلق به دوران ساساني است که اين بناها نشانگر قدمت تاريخي اين منطقه است.
مردم منطقه به بهانه انجام مراسمي از نمونه مراسم ياد شده از تخريب اين آثار تاريخي جلوگيري کرده اند. از جمله ويژگي هاي زندگي مردم لارستان ، گوناگوني و تنوع شيريني و تنقلات و غذاي اين منطقه است.
شيريني هاي گوناگون محلي را در فصول مختلف سال و همچنين مناسبت هاي مذهبي ، زنان و دختران هنرمند، به بهترين شکل تهيه و عرضه مي کنند. معروف ترين شيريني لار که ضمنا سوغاتي اصلي اين منطقه محسوب مي شود، يک نوع شيريني حلوايي به نام مسقطي است.
اين حلوا همان طور که از نام آن برمي آيد، منسوب به مسقط يکي از شهرهاي قديمي عمان است که تجار لارستان در رفت و آمدهاي تجاري به مسقط طرز پخت آن را فرا گرفته اند و قريب 150 سال است که اين حلوا بهترين سوغاتي و منحصر به فردترين سوغاتي لار محسوب مي شود؛ زيرا در سالهاي اخير در شهرهاي ديگر جنوب ايران نيز مسقطي تهيه شده ، اما هنوز موفق به ساخت حلوايي به کيفيت حلواي مسقطي لار نشده اند.
اين حلوا از شکر، نشاسته ، روغن ، گلاب ، زعفران ، هل ، خلال پسته و بادام ساخته مي شود. از مناطق ديدني و تاريخي لارستان مي توان به بازار قيصريه لار، برج تاريخي مادر نادر، منار دانيال يادگار تاريخي ملوک هرمز و باغ نشاط مقر حکومتي قديمي لارستان اشاره کرد.
+ نوشته شده توسط س. راضی در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 13:17 |