تبليغاتX
larestan لارستان و دانش آموختگان

larestan لارستان و دانش آموختگان

لارستان( larestan people & their attitude )

ارشد 1

رج فاميل نام رشته دانشگاه محل کارو توضيحات تولد
1 اسدپور مسعود کامپيوتر تهران مرکز تحقيقات سيستم  هوشمند تهران لامرد
2 اسروش مهناز حسابداري      
3 افتخاري عبدالحميد کامپيوتر فرانسه مهندس مشاور شرکت رنو -پاريس  
4 اميني لاري ليلا        
5 بستکی حوا نفت   دبي -معاون توسعه  شهرداری  
6 بندری ليلا زبان   مرکز آمار  ايران leilabandari@yahoo.com لار
7 پاک نيا امير حشره شناسي      
8 جمالزاده رضا برق     لار59
9 حاتمی منش محمد علی   تاريخ  جهرم آزاد لار سابق( خودکامه) لار56
10 حبيبي احمد ادبيات   فرماندار بستک. نويسنده کتاب غيرت بستک
11 حق پرست منصور  عمران   دانشگاه آزاد لار لار
12 حق پرست فرزاد عمران   دانشگاه آزاد لار لار
13 حق پرست فريبرز بيوشيمي تبريز آموزش وپرورش لار-دانشگاه آزاد  
14 حلاجی موسی مخابرات شيراز مخابرات شيراز لار53
15 راضی حسين عمران بوشهر راه وترابری لار لار58
16 رخ گيره حجت ا...   مکانيک تهران تربيت مدرس دانشجو لار62
17 رضوي پور اسماعيل علوم سياسي  تهران استانداري هرمزگان لار56
18 روان بخش رستم علوم سياسي  امام حسين    لار58
19 رياحي رسول الکترونيک سوئد سوئد اوز
20 زماني علي مخابرات شيراز   لار57
21 سروعلی شاه مجيد مکانيک شيراز   لار59
22 سعيدي نژاد محسن مکانيک اصفهان    
23 سلمان پور    شيمی   پالايشگاه اصفهان رئيس واحد ET&UTILITY   
24 شادمهر يونس پتروشيمي اميرکبير پتروشيمي فجرمتخصص در امور تصفيه لار56
25 صادقي ادنان کشاورزي اهواز   لار56
26 طالبي مهدی کامپيوتر تهران استاد دانشگاه لار لار54
27 طاهري صابر گرافيک    دانشگاه سوره لار60
28 قرآن خوان مجيد کشاورزي جهرم دانشجو  
29 کامرانفر محمدحسين فيزيک     لار59
30 کهنسالي شاهپور رياضي تهران   لار54
31 کيانپور ابراهيم عمران تهران گرايش محيط زيست -اداره راه وترابري لار لار56
32 منيري احسان اقتصاد تهران دانشجو لار
33 نخبه الفقهايي علی زمين شناسی تهران   لار56
34 واحدي   زمين شناسی     لار
35 وصال حسين مديريت تهران بانک پارسيان لار57
36 يل رسول گرافيک آ-تهران دانشجو  
37 اسماعيلي مهدي     I T شريف mehdiesmaili2002@yahoo.com لار63
38 اميدوار محبوبه زمين شناسي تهران دانشجو  
39 مظفري علي پتروشيمي اميرکبير دانشجو لار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 16:35  توسط س. راضی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 9:9  توسط س. راضی  | 

لارشناسی

۲۰ تا ۲۷ اسفندماه همایش لارشناسی در لارستان

 

www.larshenasi.com

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:28  توسط س. راضی  | 

نظر 7

****************************************************

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 16:48  توسط س. راضی  | 

نظر 5

***************************************************

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 14:48  توسط س. راضی  | 

نظر 6

**********************************************

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14:49  توسط س. راضی  | 

نظر2

----------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 14:44  توسط س. راضی  | 

نظر 9

***************************************************

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 10:48  توسط س. راضی  | 

نظر 3

-------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 17:0  توسط س. راضی  | 

دوستان قدیمی

رشته ریاضی و فیزیک دیپلم ۷۴ لار غریبی

         نام                                 مدرک                      محل کار                       متولد             

۱.رضا اعتمادی                      مهندس  عمران            استرالیا                          لار

۲.سعید راضی    (محمدرضا راضی)      مهندس  الکترونیک          ماهشهر پتروشیمی       لار

۳.ابوطالب یزدان پناه                 مهندس  الکترونیک          بندرعباس پالایشگاه      لار  

۴.محمدعلی سکوتی               مهندس  کامپیوتر              دانشگاه آزاد لار                                     

۵.محمدرضا صراحی               الکترونیک                                                 اشکنان

۶.مهرداد حقانی پور        االکترونیک                       فنی وحرفه ای    لار

۷.اسماعیل خرمی                    مهندس  الکترونیک                                       لار

۸.سعید خلیلیان                                                           بانک داراب              لار

۹.رضا رئوفی                      دانشجوی دکترای مخابرات             نیوزلند

۱۰.پیام ارجمند                                                               تامین اجتماعی    لار

۱۱.علیرضا دامن کشان

۱۲.وحید اقبال             مهندس عمران

۱۳.محسن روئینا       مهندس عمران   شرکت توسعه سیلوها

۱۴.حامد بنی زمان  کارشناس ارشد مخابرات        رئیس گروه برق دانشگاه آزاد جهرم

 ۱۵.مهرداد سعیدی    مهندس عمران           شهرداری شیراز

۱۶. عبدالحسین خرمی                                بانک تجارت لار

۱۷.عنایت الله خرم دبیری     shopkeeper              dubai   

۱۸. وحید امینی لاری مهندس الکترونیک     کارمند دانشگاه شیراز

۱۹.علیرضا طالع زاده        لیسانس اقتصاد  بانک لار

۲۰ اميد جعفرنيا           مهندس کشتي       بندرعباس

۲۱. امين باکوئي  مهندس برق  ساري  ؟

۲۲.محمد علیزاده ؟

۲۳. عبدالعزیز دوزنده (آريان پور)-لیسانس زبان-نمايندگي الرمس (لوازم صوتي تصويري) -رشت

۲۴.حسن شفی -مهندس کشاورزی-اداره هواشناسی لار

۲۵.محسن عدالت- مهندس پتروشیمی -کارخانه لاستیک دنا -شیراز

۲۶. محسن منیری -مدیر فروش کارخانه دایتی شیراز

۲۷.جواد باقری کامپیوتر  نمایندگی فروش روغن موتور لار

۲۸.مرحوم حمیدرضا آذرشب مهندس عمران

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 10:54  توسط س. راضی  | 

محمدرضا درويشى آهنگساز لاری

 

مسافر صدا و معنا

*محمدرضا درويشى ؛ آهنگساز، محقق و مؤلف ، متولد ۱۳۳۴
*فارغ التحصيل رشته موسيقى از دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران (
۱۳۵۶)
*مدرس و دبير جشنواره هاى هفت اورنگ،آيينه وآواز، موسيقى حماسى، موسيقى مقامى كرمان
*ازآثار: كتاب هاى «نگاه به غرب» ، سنت وبيگانگى فرهنگى در موسيقى ايران، دايرة المعارف سازهاى ايران ،
موسيقى و خلسه ، و ... نوارهاى زمستان، گنبدمينا،
جان عشاق، 
موسم گل و ...( با صداى محمدرضا شجريان، شهرام ناظرى وايرج بسطامى ) وموسيقى فيلم هاى كارده ، سرود دشت تيم ور، روزى كه زن شدم ، كيسه برنج و ...

 

سيد عليرضا ميرعلى نقى: تاريخ، روى هر كدام از شخصيت هايى كه به نوعى درساخت وپرداخت آن سهيم بوده اند، «نام» مخصوص خود را مى گذارد، واين نام، دربردارنده حقيقت آن فرد است. حداقل دربردارنده بخشى مهم از حقيقت زندگى آن فرد مى تواند باشد. نامها و عنوان هايى نظير «رابط بين سنت و تجدد درموسيقى ايران» (براى ابوالحسن صبا) ، «دارنده صداى مخملى» (براى غلامحسين بنان) ، «حافظ ونگهبان رديف موسيقى ايرانى» (براى موسى معروفى) و ...
«پدراتنوموزيكولوژى ايران» (براى محمدتقى مسعوديه) . اما آينده براى محمدرضا درويشى چه عنوانى را خواهد برگزيد؟ به درستى نمى دانيم . چرا كه هنوز با او هم عصر هستيم ومتعلق به «امروز» يم .
همه همراه با او درمتن همين بحران زندگى مى كنيم ومثل او مى انديشيم وادراك مى كنيم. درويشى عنوان گذارى براى افراد را خوش ندارد؛ ولى روزگار ، عنوان گذار است وشناسه مخصوص او را نيز روزى عنوان خواهد كرد. تعيين اين شناسه دشوار است: آهنگساز؟ محقق و مؤلف؟ آموزگار؟ مؤسس جشنواره هاى به ياد ماندنى درمعرفى موسيقى نواحى؟ محمدرضا درويشى ، همه اينها هست وهيچكدام از اينها به تنهايى نيست.
شايد بهتر باشد كه او را سياح خستگى ناپذير اقليم هاى موسيقى درايران بدانيم. مسافرى با سلوك دقيق وروحيه مسؤول وتفكرى كه هيچ وقت تفنن ويا حاشيه زندگى او نبوده است و بلكه اصل واساس او را تشكيل داده است. عادت به انديشه ورزى عميق، نه تنها درتخصص خود كه آهنگسازى وتحقيق درباره موسيقى نواحى است، بلكه درهر زمينه اى كه به نوعى مربوط به انواع موسيقى درايران مى شود. نسل هاى قبل، محمدتقى مسعوديه وفوزيه مجد را داشتند ودرويشى نيز فرهنگ موسيقايى ايران را وامدار اين دو بزرگ مى داند، اما مجموعه خصوصيات انحصارى او، طورى است كه موقعيت وجايگاه فكرى او دربين نسل جوان تر را ، محكم ومنحصر نگه مى دارد.
| محمدرضا درويشى ، متولد لار درخانواده اى غير موسيقيدان است. ذكاوت مادرش، علاقه ها و استعدادهاى درونى او را رهبرى كرد واو را به هنرستان موسيقى فرستاد. وى درآنجا با نوازندگى ترومپت آشنا شد و به تحصيل دروس معمول هنرستان پرداخت. نوازندگى علاقه اصلى او نبود ودرويشى نوجوان، اگر چه با موسيقى هميشه برخوردى بسيار عاطفى داشت، ولى پاسخ دادن به سؤالات درونش كه از دنياى حرفه اى نوازنده ها بسيار دور بود برايش اهميت بيشترى داشت. درسال
۱۳۵۲ به گروه موسيقى دانشكده هنرهاى زيبا وارد شد. اين گروه تازه تأسيس ( از ۱۳۴۴) تا به حال نسلى نخبه از جوانان اهل موسيقى را پرورش داده بود كه دردهه هاى ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ اكثر آنها از افرادى شدند كه براى سرنوشت موسيقى تصميم مى گرفتند. هنوز دانشگاه تهران از وجود افرادى مثل نورعلى برومند، هرمز فرهت و هوشنگ استوار، غنى بود. محمدرضا درويشى و پرويز مشكاتيان دراين دوره با يكديگر زندگى مى كردند وهركدام در رشته خود با جديت كار مى كردند. تهران سالهاى ۱۳۵۰ از وجود برنامه هاى فرهنگى درسطح بالا وهنرمندان مدعى از خارج كشور سرشار بود و دانشجويان رشته موسيقى موقعيت هاى خوبى براى شنيدن آثار عالى را به صورت زنده دراختيار داشتند. درويشى جوان درآن سالها با سختكوشى ، به كار تمام وقت آموختن آهنگسازى مشغول بود ونه تنها تمايلى هم به پيوستن به بازار كارحرفه اى نشان نمى داد، بلكه از آن دورى هم داشت و با علاقه اى معطوف به موسيقى مدرن قرن بيستم شنيدن دائم آثار برجسته موسيقيدانان قرن بيستم، از استراونيسكى و شوتنبرگ تا بارتوك وهينوميت ، مشغوليت دائمى او بود.
شنيدن با ذهنيتى تحليلى وموشكاف كه مشخصه او دربرخورد با هر نوع بوده وهست.
| اگر انقلاب وتعطيلى دانشگاهها وبرهم خوردن شرايط حاكم برجامعه وموسيقى درسالهاى بعد از
۱۳۵۶ اتفاق نيفتاده بود، چه بسا كه مسير ديگرى براى زندگى هنرى محمدرضا درويشى رقم مى خورد. او به عنوان آهنگسازى جوان ومجهز به دانش واستعداد، اين فرصت را داشت كه با بورسيه اى تحصيلى درهر كشور اروپايى، درسش را ادامه دهد و آهنگسازى تمام عيار وحرفه اى ازآب درآيد كه درفضاى موسيقى مدرن ومكاتب نوين قرن بيستمى، آثارش را بسازد و طبيعتاً ارتباطش را با فرهنگ سرزمين خود كم كم از كف مى داد. سرنوشت، او را دركشورش نگه داشت وطعم نامطبوع دشوار يهايى را به او چشاند كه براى پروراندن ذهنيتى اين چنين تحليلگر وحساس ناگزير مى نمود. اگر قبول داشته باشيم كه جانمايه اصلى هنر ، رنج ورياضت است، مى توان گفت كه هستى شناسى موجود در آثار هر هنرمندى نسبت مستقيم با قدرت تحمل او درپذيرفتن رياضت هايش دارد.محمدرضا درويشى اين سلوك را كه رنگ وبويى بسيار ايرانى و اصيل دارد ، با بردبارى و واقع بينى ورضايت خاطر، پذيرفته وثمره آن درآثارگفتارى وقطعات موسيقى او بروز كرده است. درتمام سالهاى سخت ، او سعى كرد بدون ادعا، شخصيت وشئون هنرمندانه را حفظ كندواز ورود به متن بازار مكاره «هنر روز» وهمچنين از تظاهراتى كه دربدنه جامعه روشنفكرى وجود دارد، بپرهيزد . اين كار البته آسان نيست ولى او هميشه انتخاب خود را كرده است. درتمام سالهاى سختى كه گذرانده كار تحقيق وآهنگسازى دركنار آن، تعطيل نشده است.
او سالهاى متمادى، دروس مربوط به آهنگسازى را تدريس مى كرد و او را به عنوان يكى از بهترين معلمان سلفژ (سرايش) درايران مى شناسند. اهل فن بهتر مى دانند كه تحقيق و پژوهش در موسيقى ايران، حركتى نوپاست واز لحاظ معيشتى، هيچ موسيقيدانى تا به حال نتوانسته است از اين راه زندگى كند نهادهاى دولتى وبخش خصوصى هيچگاه توجه جدى به كارى اين چنين مهم كه سرمايه گذارى كلان وبينش فرهنگى استوارى را مى خواهد، نكرده اندو اگر حركتى انجام شده، مقطعى وبا دشوارى هاى فراوان همراه بوده واز روى همين عدم تداوم، نتوانسته است به نتيجه آرمانى مطلوبى منجر شود. موسيقيدان محقق، درواقع عاشق بى قرار تحقيق، با صرف انرژى هنگفت معنوى و چشم پوشى از فرصتهايى براى كار حرفه اى و تأمين معاش (كه آن هم فرصتهايى است گذرا)، بايد مسؤولين را متقاعد كند، با هر بودجه اى كه گرفت (و معمولاً مقدار آن كمتر از حد نياز براى اين كار است)، كارش را انجام مى دهد و از هيچ فرصتى براى ثبت و ضبط موضوع تحقيق فرو نگذارد. علاقه محمدرضا درويشى، موسيقى نواحى مختلف ايران و فرهنگهاى بدلى است كه در بيست سال گذشته با فرسايشى سريع رو به نابودى رفته اند و از بسيارى آداب و رسوم و نواها و نغمه ها و سازها، به جز نامى باقى نمانده است. روند هولناك «شهرى شدن» بى ضابطه و بى توجهى مسؤولين طى هشتاد سال مدرنيزاسيون از اول قرن شمسى حاضر تا به حال، مرگ اين فرهنگها را قطعى كرده است. در سى سال گذشته، ابتدا فوزيه مجد و سپس محمدرضا درويشى، تنها كسانى بوده اند كه درباره اين آسيب تاريخى، هشدارهاى جدى داده و هر كدام به سهم خود براى جلوگيرى از اين تخريب كوشيده اند و هر كدام در اين مورد، كارنامه تحسين آميزى دارند. با اين تفاوت كه زمان كار خانم مجد به پيش از انقلاب و زمان كار محمدرضا دوريشى مربوط به بعد از انقلاب است.
سفرهاى منظم او از بيست و دو سال پيش (سالهاى
۱۳۶۱ _ ۱۳۶۰) آغاز شد و تاكنون هزاران كيلومتر مسير زمينى، هوايى و دريايى و ثبت صدها دقيقه موسيقى گرانسنگ و نفيس از آخرين نسل خنياگران ايرانى در نقاط دور و نزديك و نيز صدها قطعه عكس، ره توشه اين سفر است. بين محققان ايرانى هيچ كس به اندازه او سفر نكرده و سير او بى سلوك نبوده است، بلكه با نگاهى دقيق، همدلى با هنرمندان بومى، عشق عميق به فرهنگهاى ناشناخته، حس مسؤوليت شديد و تلاش براى محافظت از باقى مانده اين فرهنگ ها، همراه بوده است.

 

او در دو مقام با اين «سرزمين هاى اصوات گوناگون» برخورد داشته است: محقق و آهنگساز. محمدرضا درويشى در مقام محقق به بينشهاى توده شناسى و قدرت انعطاف براى اخذ نتايج معنوى از همنشينى با آنان و ادراك موسيقى شان، مجهز است و در مقام آهنگساز، قادر است كه عصاره اين نواها را از صافى ذهن خود بگذراند و هنرى مدرن و ريشه دار عرضه كند. درويشى آهنگساز از برخوردهاى كليشه اى رايج كه موسيقى هاى نواحى را در حكم مواد خام مى گيرند و يا با افزودن هاى مدنى بى ربط به ذات آن موسيقى ها، موسيقى مى نويسند، هميشه دور بوده و در اين مسأله ظريف و پيچيده (استفاده از موسيقى نواحى براى خلق آثارى با وسايل و ابزار امروزى) بسيار دقيق و موشكاف عمل مى كند. حاصل اين نوع برخورد، نخبه گرايى و تبعيد شدن از پسندهاى شنيدارى رايج در رسم بازار و توليد پياپى است.
موسيقى محمدرضا درويشى از اين زاويه ديد، به طرزى عمدى و آگاهانه «ضد پسند» نوشته شده است. نمونه آن برخوردى است كه با تصنيف هاى عارف در نوار «موسم گل» (با صداى ايرج بسطامى) شده است. شيوه اركسترنويسى، استفاده از صداى خواننده و روح حاكم بر اجرا، در قياس با اجراهايى كه به سنت موسيقى نزديكترند (نظير تنظيمهاى استاد روح الله خالقى)، از خشونت و القاى بار تراژيك برخوردار است و اين استنباط آهنگساز از محتواى تصنيفهاى عارف است كه در دوره پريشان حالى ملت ايران _ عصر انقلاب مشروطيت _ سروده شده اند و پنجاه سال بعد، با اجراهايى به غايت لطيف و تغزلى، معرفى شده اند.
«آثار محمدرضا درويشى» بيش از هر عاملى در نحوه برخورد با سازها و اركستراسيون ويژه او بارز است. «ساز» نقطه تمركز او در پژوهشهاى موسيقى و در آهنگسازى بوده است. توجه او به رنگ آميزى اركستر و نيز علاقه به استفاده از سونوريته هاى گوناگون در موسيقى، مى تواند نشان دهنده انگيزه هاى او در گردآورى «دايرة المعارف سازهاى ايران» باشد. اين كار حجيم
۹ جلدى، محصول بيست سال سفر و پژوهش اوست. در اين مجموعه تقسيم بندى شده، سازهاى مشهور و مهجور (و حتى سازهاى متروك) فرهنگهاى بومى ايران معرفى شده اند و درباره هركدام از آنها مطالب دقيق فنى نوشته شده و با عكسهاى زيبا و جاندارى از رضا معطريان همراه شده است. هم اكنون دومين جلد از اين دايرة المعارف در دسترس مردم قرار دارد. كارى كه براى او جايزه اى بين المللى را ارمغان آورد.
گذشته از اين، محمدرضا درويشى در مقام مؤلف نيز چهره اى جدى است. آثار قلمى و مقالات او (كه در كتابى با عنوان «از سرودها و سكوت ها» منتشر شده)، طى بيست سال تأثيرى آشكار بر ذهنيت جوانان اهل موسيقى و پژوهش گذاشته است. وى برخلاف اكثر موسيقيدانان، با نوشتن بيگانه نيست و از نثر و نگاه خاص خود برخوردار است؛ صريح، جدى و گاه با طنزى تلخ و ظريف و خوشخوان. كمتر موسيقيدانى به حد كيفيت نوشتارى او مى تواند مطلب بنويسد. غيراز مجموعه مقالات او و مصاحبه مفصلى كه در سال
۱۳۷۰ با ناصر حريرى انجام داده، كتابهاى «نگاه به غرب» ، «موسيقى جنوب ايران» ، «موسيقى حماسى ايران» ، «ترانه هاى محلى فارس» ، «نوروزخوانى» و بويژه «سنت و بيگانگى...» هر كدام در زمان خود تأثيرگذار بوده و توجه صاحبنظران را برانگيخته اند.
مى توان گفت كه محمدرضا درويشى، روشنفكر واقعى موسيقى
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 11:35  توسط س. راضی  | 

عطا جنکوک مصاحبه



 

عطا جنگوك نوازنده تار و سه تار و متولد سال ۱۳۲۷ شهر لار است. وى تاكنون آثارى صوتى چون: حال كنون، پرستاره، سر و ماه، هى جار، چشم به راه و همسايه و آثار مكتوبى چون سوز و ساز و گشايش و بازنويسى كتاب هاى موسيقى تار و سه تار هنرستان را منتشر كرده است. با وى كه به تازگى كاست يار كديم را در مورد موسيقى جنوب به بازار عرضه داشته به گفت وگو نشسته ايم كه ماحصل آن را مى خوانيد.

يار كديم از كجا و چگونه شكل گرفت و چه مدت زمان صرف ساخت آن كرديد؟

«يار كديم» يا همان يار قديم دربرگيرنده آهنگ هاى بندرعباس است كه موسيقى آن با سازهاى سنتى ايران نظير سنتور، عود، كمانچه، تنبك، تارباس، نى، تار و سه تار نواخته شده است. سازهاى جنوبى نظير دهل و كسّر هم در اين موسيقى استفاده شده است كه توسط مجيد ايرانمنش نوازنده بندرعباسى نواخته شده اند. از زمان نوشتن نت ها تا بيرون آمدن يار كديم حدود ۹ سال طول كشيد. با اينكه من خودم اهل جنوب هستم و زمينه هاى لازم براى نوشتن نت ها را داشتم، با اين حال حدود ۴ سال نوشتن نت ها طول كشيد. حدود ۶ ماه صرف تمرين با نوازنده ها و خواننده شد و از سال ۸۰ ضبط يار كديم شروع شد و تا اواخر سال ۸۳ به پايان رسيد. البته حدود يك سال و دو ماه هم زمان صرف مجوز گرفتن شد. طولانى شدن دادن مجوز فقط به اين دليل بود كه وزارت ارشاد به اين دليل كه در اين كاست گروه كر توسط خانم ها اجرا شده است به سختى مجوز داد.

به نظر شما چه مسائل و مشكلاتى در عرصه توليد و پخش آثار موسيقى وجود دارد و آيا شما هم با آنها مواجه بوده ايد؟

متاسفانه بر سر موسيقى ما با عناوين مختلف از قبيل اين كه موسيقى شما غم انگيز است و يا به آخرش رسيده، زياد زده اند. اما در واقع اين طور نيست و در موسيقى ما خيلى كارها مى توان انجام داد. اما به دو علت اين برخى گوشه نشين شده اند يكى اينكه توان خود افراد كم است و ديگر اينكه توان را از افراد گرفته اند. موسيقى ما نسبت به مكان هاى ديگر خيلى ظرفيت كار شدن دارد اما به علل مختلف اجازه اين كار به ما داده نشده است. نمى دانم چرا با موسيقى خصومت دارند. به طور مثال امروزه برخى شركت هاى پخش آثار موسيقى فقط روى خواننده هاى پولساز، مشهور و مورد علاقه مردم سرمايه گذارى مى كنند و به هيچ عنوان به فكر ماهيت و محتواى موسيقى نيستند. به نظر من خود وزارت ارشاد بايد در اين بخش سرمايه گذارى كند و موسيقى كشورمان را رواج دهد و از سازندگان آنها حمايت كند. اما متاسفانه همكارى نمى شود. در مورد آثار خودم بارها آنها را بدون داشتن مجوز از شركت هايى كه حق تكثير دارند و صاحب امتياز هستند حتى بدون اجازه از خودم پخش كرده اند

تا به حال موسيقى محلى جنوبى به دليل طربى كه دارد بيشتر با سازهاى محلى نواخته مى شود، اين پيوندى كه شما بين موسيقى محلى، بومى و موسيقى سنتى ايجاد كرده ايد به چه صورت بوده و برحسب چه ضرورتى شكل گرفته است؟

«يار كديم» كارى است نو و تازه با ديدگاهى نو در ارائه موسيقى اصيل و پرنشاط بندرعباس كه آميخته با رنگ و بوى موسيقى ايرانى است. در اين اثر كه اجراى زنده آن امكانات يك اركستر بزرگ را مى طلبد، براى نخستين بار ملودى هاى بندرعباس براى سازهاى ملى ايران و با هدف احيا و گسترش اين آواها تنظيم و اجرا شده است. من در بندرعباس با موزيسين هاى آنجا ارتباط داشتم، آنها معتقد بودند كه اين كار امكان پذير نيست و دليلشان هم اين بود كه موسيقى بندر معمولاً با نى انبان اجرا مى شود. حتى موزيسين هاى اينجا هم بارها در مورد امكان ناپذير بودن اجراى موسيقى بندرى با سازهاى سنتى به من تاكيد داشتند.

دليل غيرباورپذير بودن اين مسئله اين بود كه موسيقى فولكلور به خصوص موسيقى جنوب، با سازهايى نظير گيتار و به خصوص ارگ نواخته مى شود و اين سبب شده كه خاصيت اين نوع موسيقى در حال از بين رفتن است، سازهايى كه نام بردم ربع پرده ندارند و فقط نيم پرده دارند، پس خواننده نمى تواند آن طورى كه صحيح است ترانه ها را بخواند. اين در حالى است كه در موسيقى بندرعباس از ربع پرده فراوان استفاده مى شود و زمانى كه سازها ظرفيت ربع پرده را ندارند، نوازنده مجبور مى شود با نيم پرده فاصله بگيرد. به اين ترتيب صداهايى كه شنيده مى شوند ديگر ايرانى نيستند و خواننده اى كه با اين نوع موسيقى مى خواند، مجبور به تغيير صدا مى شود. اما من به اين نكته توجه كردم كه ربع پرده هايى كه در موسيقى جنوب وجود دارد، اكثرشان به دستگاه هاى موسيقى ما نزديك اند. حتى سازنده هاى موسيقى قديمى آنجا هم يك حالت هايى از كرشمه در نظرشان بوده است و آنها را در موسيقى بندرعباس پياده كرده اند.

در واقع ترس از بين رفتن اين نوع موسيقى و لطمه هاى شديدى كه به آن خورده، انگيزه بازسازى آن را در من ايجاد كرد و فكر مى كنم كه حق مطلب ادا شده است.

چرا براى يار كديم از صداى خواننده هاى جنوبى استفاده نكرديد؟

من كوششم بر اين بود كه يار كديم با زبان و لهجه اصلى اش بيرون بيايد. به همين دليل چند تا خواننده از بندرعباس را امتحان كردم و متاسفانه با اينكه موسيقى خودشان بود، نمى توانستند آن طورى كه بايد بخوانند حتى استوديو هم امتحان كرديم اما اصلاً نمى توانستند خودشان را با آن فضا تطبيق دهند.

حسين بختيارى از رديف خوان ها و رديف دان ها است و در اين زمينه هم كار كرده است. به همين دليل وى را براى اين كار مناسب ديدم. بختيارى به موسيقى فولكلور ايران علاقه مند است و استعداد خوبى هم در اين زمينه دارد. به اين ترتيب ايشان شروع به يادگيرى زبان و تغيير لهجه كردند كه زمان زيادى را صرف اين كار كردند. ترانه ها را براى بالاتر رفتن حس كار ترجمه كردم تا حسين بختيارى راحت تر بتواند با آ نها ارتباط برقرار كند. وقتى كه كار تمام شد و چند نفر از اهالى بندر آنها را گوش كردند اصلاً متوجه نشدند كه خواننده جنوبى نيست.

در بازسازى آهنگ ها به چه زوايايى توجه داشته ايد و آيا بازسازى آنها سبب ايجاد خلل به الفباى اوليه آن موسيقى و ملودى نداشته است؟

من در بازسازى آهنگ ها تغييرات منطقى زياد داده ام اما جوهر نسخه اصلى به هيچ عنوان به هم نخورده است و زمانى كه آهنگ ها را گوش مى دهيم كاملاً متوجه مى شويم كه بندرى هستند. خارج از ايران هم موسيقى بندرى زياد كار مى شود اما ترانه هايى كه با آنها همراه مى شود كاملاً فارسى اند و متاسفانه اين امر سبب لطمه خوردن به فرهنگ ادبى اين مملكت شده است. در موسيقى بندرعباس با دست زدن ريتم مى گيرند و در واقع پايه مى گيرند. در يار كديم من از ريتم هاى بندرى استفاده كردم و دست ها را با اين ريتم ها به صدا درآوردم. علاوه بر موارد فوق در ترانه هاى جنوبى خانم ها بيشتر كر مى خوانند و جواب مى دهند، اما اين نوع خواندن براى ضبط مناسب نبود. به اين دليل كه از دستگاه ها خارج مى شوند و اين نوع خواندن بيشتر براى اجراى موسيقى زنده مناسب است. من براى اين آلبوم از گروه كر تالار رودكى استفاده كردم كه البته براى با لهجه خواندن اين گروه خيلى با آنها تمرين كردم. علاوه بر موارد ذكر شده يكسرى نو آورى هايى هم در كار شده است نظير ارائه آوازى كه تم بندرى دارد همراه با صد اى كر در گوشه اى به نام دشتستانى كه در موسيقى بندرعباس هم استفاده مى شود. در اين گوشه علاوه بر اركستر، سئوال و جواب سه تار هم مى آيد و گاهى با كر خانم ها و فردى كه آواز مى خواند همراه مى شود. تمام اين اعمال در خدمت موسيقى بندرى ارائه شده و فكر مى كنم كه اين كار داراى نو آورى و تازگى هايى به خصوص در تنظيم آن باشد.

چه نو آورى هايى در تنظيم يار كديم، به كار برده ايد؟

يار كديم يك آواز و هشت ترانه دارد كه هيچ كدام از نظر سرعت يكى نيستند و تنوع زيادى دارند. به طور مثال اگر در جايى سه تار زده شده در جاى ديگر صداى كمانچه به گوش مى رسد. در واقع صداى يكنواخت با تنظيم هاى يك روند شنيده نمى شود. من تمام تلاشم را كردم كه كار متنوع باشد و امكانات استفاده از سازهاى ايرانى را نشان دهم.

انگيزه اصلى تان براى رفتن به سمت موسيقى محلى و بومى و تلفيق آن با موسيقى سنتى چه بوده است؟

علاقه شخصى به اين نوع موسيقى داشتم و با اينكه هر كاستم را با كلى دردسر و سختى بيرون دادم اما چون ديدم كه اين نوع موسيقى در حال از بين رفتن است، آن را ادامه دادم. با اينكه بيست سال از آثار موسيقى بختيار مى گذرد، اما هنوز روى بورس هستند و جزء آثارى اند كه ملاك قرار گرفته اند.

اولين كارى كه در زمينه موسيقى فارس انجام داديد به چه انگيزه اى ساخته شد و چه مشكلاتى براى عرضه اين اثر در بازار وجود داشت؟

اولين كارم كه در زمينه موسيقى فارس انجام دادم كاست پرستاره است كه در سال ۶۲ بيرون آمد. آن سال ها به اين انگيزه كه موسيقى ما در حال از بين رفتن بود و من مى خواستم جلوى اين امر را بگيرم، پرستاره را شروع به نوشتن كردم و با اينكه موسيقى زادگاهم بود و در وجودم جريان داشت اما ۴ سال براى نوشتن آن زحمت كشيدم. زمانى كه كار ضبط پرستاره به پايان رسيد به دليل اينكه وزارت ارشاد به آن مجوز نداد، مجبور شدم اين كاست را با تعداد محدود تكثير و به شهرهاى مختلف بفرستم. حتى براى چاپ جلد آن مجبور شدم از چاپ سيلك (دستى) استفاده كنم و آن قدر طرح جلد در چاپخانه ها جابه جا شد كه طرح اصلى آن مفقود شد. زمانى كه به وزارت ارشاد اعتراض مى كردم كه چرا به اين كاست كه موسيقى محلى ماست مجوز نمى دهيد، در پاسخ مى گفتند كه اين كاست غناست. با وجود تمام ضررهايى كه كردم و زحماتى كه كشيدم اما نااميد نشدم چون هر اثرى را كه بيرون دادم با كمى سختى و دردسر بود چنان چه مسئولان همكارى كه نمى كردند، بماند، چوب هم لاى چرخ هايمان مى گذاشتند و جبهه گيرى مى كردند. با وجود اينكه اين كاست مجوز نداشت اما همان زمان فيلمى از فارس ساخته شد كه موسيقى متن آن فيلم «پرستاره» بود يعنى نه از ارشاد مجوز داشتند و نه از من اجازه گرفته بودند. اين مورد درباره چند فيلم ديگر هم تكرار شد. سرانجام بعد از ۸ سال پرستاره توسط يك شركت مجوز گرفت و مجدد تكثير شد.

آيا تا به حال خودتان موسيقى فيلم هم كار كرده ايد؟

بله. موسيقى دو فيلم مستند يكى به نام چتر سبز نخل جهرم به كارگردانى احمد ضابطى جهرمى و ديگرى به نام ايل راه تاراز به كارگردانى فرهاد ورهرام را من ساخته ام. براى نوشتن موسيقى اين فيلم يك سال كار كردم. تمام ملودى هاى عزا و شادى اين فيلم مستند با سه تار نواخته مى شود

 

: « ديوان محيا » نوشته: محمد نور بخشايش
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 11:40  توسط س. راضی  |