|
عطا جنگوك نوازنده تار و سه تار و متولد سال ۱۳۲۷ شهر لار است. وى تاكنون آثارى صوتى چون: حال كنون، پرستاره، سر و ماه، هى جار، چشم به راه و همسايه و آثار مكتوبى چون سوز و ساز و گشايش و بازنويسى كتاب هاى موسيقى تار و سه تار هنرستان را منتشر كرده است. با وى كه به تازگى كاست يار كديم را در مورد موسيقى جنوب به بازار عرضه داشته به گفت وگو نشسته ايم كه ماحصل آن را مى خوانيد.
•يار كديم از كجا و چگونه شكل گرفت و چه مدت زمان صرف ساخت آن كرديد؟
«يار كديم» يا همان يار قديم دربرگيرنده آهنگ هاى بندرعباس است كه موسيقى آن با سازهاى سنتى ايران نظير سنتور، عود، كمانچه، تنبك، تارباس، نى، تار و سه تار نواخته شده است. سازهاى جنوبى نظير دهل و كسّر هم در اين موسيقى استفاده شده است كه توسط مجيد ايرانمنش نوازنده بندرعباسى نواخته شده اند. از زمان نوشتن نت ها تا بيرون آمدن يار كديم حدود ۹ سال طول كشيد. با اينكه من خودم اهل جنوب هستم و زمينه هاى لازم براى نوشتن نت ها را داشتم، با اين حال حدود ۴ سال نوشتن نت ها طول كشيد. حدود ۶ ماه صرف تمرين با نوازنده ها و خواننده شد و از سال ۸۰ ضبط يار كديم شروع شد و تا اواخر سال ۸۳ به پايان رسيد. البته حدود يك سال و دو ماه هم زمان صرف مجوز گرفتن شد. طولانى شدن دادن مجوز فقط به اين دليل بود كه وزارت ارشاد به اين دليل كه در اين كاست گروه كر توسط خانم ها اجرا شده است به سختى مجوز داد.
•به نظر شما چه مسائل و مشكلاتى در عرصه توليد و پخش آثار موسيقى وجود دارد و آيا شما هم با آنها مواجه بوده ايد؟
متاسفانه بر سر موسيقى ما با عناوين مختلف از قبيل اين كه موسيقى شما غم انگيز است و يا به آخرش رسيده، زياد زده اند. اما در واقع اين طور نيست و در موسيقى ما خيلى كارها مى توان انجام داد. اما به دو علت اين برخى گوشه نشين شده اند يكى اينكه توان خود افراد كم است و ديگر اينكه توان را از افراد گرفته اند. موسيقى ما نسبت به مكان هاى ديگر خيلى ظرفيت كار شدن دارد اما به علل مختلف اجازه اين كار به ما داده نشده است. نمى دانم چرا با موسيقى خصومت دارند. به طور مثال امروزه برخى شركت هاى پخش آثار موسيقى فقط روى خواننده هاى پولساز، مشهور و مورد علاقه مردم سرمايه گذارى مى كنند و به هيچ عنوان به فكر ماهيت و محتواى موسيقى نيستند. به نظر من خود وزارت ارشاد بايد در اين بخش سرمايه گذارى كند و موسيقى كشورمان را رواج دهد و از سازندگان آنها حمايت كند. اما متاسفانه همكارى نمى شود. در مورد آثار خودم بارها آنها را بدون داشتن مجوز از شركت هايى كه حق تكثير دارند و صاحب امتياز هستند حتى بدون اجازه از خودم پخش كرده اند
•تا به حال موسيقى محلى جنوبى به دليل طربى كه دارد بيشتر با سازهاى محلى نواخته مى شود، اين پيوندى كه شما بين موسيقى محلى، بومى و موسيقى سنتى ايجاد كرده ايد به چه صورت بوده و برحسب چه ضرورتى شكل گرفته است؟
«يار كديم» كارى است نو و تازه با ديدگاهى نو در ارائه موسيقى اصيل و پرنشاط بندرعباس كه آميخته با رنگ و بوى موسيقى ايرانى است. در اين اثر كه اجراى زنده آن امكانات يك اركستر بزرگ را مى طلبد، براى نخستين بار ملودى هاى بندرعباس براى سازهاى ملى ايران و با هدف احيا و گسترش اين آواها تنظيم و اجرا شده است. من در بندرعباس با موزيسين هاى آنجا ارتباط داشتم، آنها معتقد بودند كه اين كار امكان پذير نيست و دليلشان هم اين بود كه موسيقى بندر معمولاً با نى انبان اجرا مى شود. حتى موزيسين هاى اينجا هم بارها در مورد امكان ناپذير بودن اجراى موسيقى بندرى با سازهاى سنتى به من تاكيد داشتند.
دليل غيرباورپذير بودن اين مسئله اين بود كه موسيقى فولكلور به خصوص موسيقى جنوب، با سازهايى نظير گيتار و به خصوص ارگ نواخته مى شود و اين سبب شده كه خاصيت اين نوع موسيقى در حال از بين رفتن است، سازهايى كه نام بردم ربع پرده ندارند و فقط نيم پرده دارند، پس خواننده نمى تواند آن طورى كه صحيح است ترانه ها را بخواند. اين در حالى است كه در موسيقى بندرعباس از ربع پرده فراوان استفاده مى شود و زمانى كه سازها ظرفيت ربع پرده را ندارند، نوازنده مجبور مى شود با نيم پرده فاصله بگيرد. به اين ترتيب صداهايى كه شنيده مى شوند ديگر ايرانى نيستند و خواننده اى كه با اين نوع موسيقى مى خواند، مجبور به تغيير صدا مى شود. اما من به اين نكته توجه كردم كه ربع پرده هايى كه در موسيقى جنوب وجود دارد، اكثرشان به دستگاه هاى موسيقى ما نزديك اند. حتى سازنده هاى موسيقى قديمى آنجا هم يك حالت هايى از كرشمه در نظرشان بوده است و آنها را در موسيقى بندرعباس پياده كرده اند.
در واقع ترس از بين رفتن اين نوع موسيقى و لطمه هاى شديدى كه به آن خورده، انگيزه بازسازى آن را در من ايجاد كرد و فكر مى كنم كه حق مطلب ادا شده است.
•چرا براى يار كديم از صداى خواننده هاى جنوبى استفاده نكرديد؟
من كوششم بر اين بود كه يار كديم با زبان و لهجه اصلى اش بيرون بيايد. به همين دليل چند تا خواننده از بندرعباس را امتحان كردم و متاسفانه با اينكه موسيقى خودشان بود، نمى توانستند آن طورى كه بايد بخوانند حتى استوديو هم امتحان كرديم اما اصلاً نمى توانستند خودشان را با آن فضا تطبيق دهند.
حسين بختيارى از رديف خوان ها و رديف دان ها است و در اين زمينه هم كار كرده است. به همين دليل وى را براى اين كار مناسب ديدم. بختيارى به موسيقى فولكلور ايران علاقه مند است و استعداد خوبى هم در اين زمينه دارد. به اين ترتيب ايشان شروع به يادگيرى زبان و تغيير لهجه كردند كه زمان زيادى را صرف اين كار كردند. ترانه ها را براى بالاتر رفتن حس كار ترجمه كردم تا حسين بختيارى راحت تر بتواند با آ نها ارتباط برقرار كند. وقتى كه كار تمام شد و چند نفر از اهالى بندر آنها را گوش كردند اصلاً متوجه نشدند كه خواننده جنوبى نيست.
•در بازسازى آهنگ ها به چه زوايايى توجه داشته ايد و آيا بازسازى آنها سبب ايجاد خلل به الفباى اوليه آن موسيقى و ملودى نداشته است؟
من در بازسازى آهنگ ها تغييرات منطقى زياد داده ام اما جوهر نسخه اصلى به هيچ عنوان به هم نخورده است و زمانى كه آهنگ ها را گوش مى دهيم كاملاً متوجه مى شويم كه بندرى هستند. خارج از ايران هم موسيقى بندرى زياد كار مى شود اما ترانه هايى كه با آنها همراه مى شود كاملاً فارسى اند و متاسفانه اين امر سبب لطمه خوردن به فرهنگ ادبى اين مملكت شده است. در موسيقى بندرعباس با دست زدن ريتم مى گيرند و در واقع پايه مى گيرند. در يار كديم من از ريتم هاى بندرى استفاده كردم و دست ها را با اين ريتم ها به صدا درآوردم. علاوه بر موارد فوق در ترانه هاى جنوبى خانم ها بيشتر كر مى خوانند و جواب مى دهند، اما اين نوع خواندن براى ضبط مناسب نبود. به اين دليل كه از دستگاه ها خارج مى شوند و اين نوع خواندن بيشتر براى اجراى موسيقى زنده مناسب است. من براى اين آلبوم از گروه كر تالار رودكى استفاده كردم كه البته براى با لهجه خواندن اين گروه خيلى با آنها تمرين كردم. علاوه بر موارد ذكر شده يكسرى نو آورى هايى هم در كار شده است نظير ارائه آوازى كه تم بندرى دارد همراه با صد اى كر در گوشه اى به نام دشتستانى كه در موسيقى بندرعباس هم استفاده مى شود. در اين گوشه علاوه بر اركستر، سئوال و جواب سه تار هم مى آيد و گاهى با كر خانم ها و فردى كه آواز مى خواند همراه مى شود. تمام اين اعمال در خدمت موسيقى بندرى ارائه شده و فكر مى كنم كه اين كار داراى نو آورى و تازگى هايى به خصوص در تنظيم آن باشد.
•چه نو آورى هايى در تنظيم يار كديم، به كار برده ايد؟
يار كديم يك آواز و هشت ترانه دارد كه هيچ كدام از نظر سرعت يكى نيستند و تنوع زيادى دارند. به طور مثال اگر در جايى سه تار زده شده در جاى ديگر صداى كمانچه به گوش مى رسد. در واقع صداى يكنواخت با تنظيم هاى يك روند شنيده نمى شود. من تمام تلاشم را كردم كه كار متنوع باشد و امكانات استفاده از سازهاى ايرانى را نشان دهم.
•انگيزه اصلى تان براى رفتن به سمت موسيقى محلى و بومى و تلفيق آن با موسيقى سنتى چه بوده است؟
علاقه شخصى به اين نوع موسيقى داشتم و با اينكه هر كاستم را با كلى دردسر و سختى بيرون دادم اما چون ديدم كه اين نوع موسيقى در حال از بين رفتن است، آن را ادامه دادم. با اينكه بيست سال از آثار موسيقى بختيار مى گذرد، اما هنوز روى بورس هستند و جزء آثارى اند كه ملاك قرار گرفته اند.
•اولين كارى كه در زمينه موسيقى فارس انجام داديد به چه انگيزه اى ساخته شد و چه مشكلاتى براى عرضه اين اثر در بازار وجود داشت؟
اولين كارم كه در زمينه موسيقى فارس انجام دادم كاست پرستاره است كه در سال ۶۲ بيرون آمد. آن سال ها به اين انگيزه كه موسيقى ما در حال از بين رفتن بود و من مى خواستم جلوى اين امر را بگيرم، پرستاره را شروع به نوشتن كردم و با اينكه موسيقى زادگاهم بود و در وجودم جريان داشت اما ۴ سال براى نوشتن آن زحمت كشيدم. زمانى كه كار ضبط پرستاره به پايان رسيد به دليل اينكه وزارت ارشاد به آن مجوز نداد، مجبور شدم اين كاست را با تعداد محدود تكثير و به شهرهاى مختلف بفرستم. حتى براى چاپ جلد آن مجبور شدم از چاپ سيلك (دستى) استفاده كنم و آن قدر طرح جلد در چاپخانه ها جابه جا شد كه طرح اصلى آن مفقود شد. زمانى كه به وزارت ارشاد اعتراض مى كردم كه چرا به اين كاست كه موسيقى محلى ماست مجوز نمى دهيد، در پاسخ مى گفتند كه اين كاست غناست. با وجود تمام ضررهايى كه كردم و زحماتى كه كشيدم اما نااميد نشدم چون هر اثرى را كه بيرون دادم با كمى سختى و دردسر بود چنان چه مسئولان همكارى كه نمى كردند، بماند، چوب هم لاى چرخ هايمان مى گذاشتند و جبهه گيرى مى كردند. با وجود اينكه اين كاست مجوز نداشت اما همان زمان فيلمى از فارس ساخته شد كه موسيقى متن آن فيلم «پرستاره» بود يعنى نه از ارشاد مجوز داشتند و نه از من اجازه گرفته بودند. اين مورد درباره چند فيلم ديگر هم تكرار شد. سرانجام بعد از ۸ سال پرستاره توسط يك شركت مجوز گرفت و مجدد تكثير شد.
•آيا تا به حال خودتان موسيقى فيلم هم كار كرده ايد؟
بله. موسيقى دو فيلم مستند يكى به نام چتر سبز نخل جهرم به كارگردانى احمد ضابطى جهرمى و ديگرى به نام ايل راه تاراز به كارگردانى فرهاد ورهرام را من ساخته ام. براى نوشتن موسيقى اين فيلم يك سال كار كردم. تمام ملودى هاى عزا و شادى اين فيلم مستند با سه تار نواخته مى شود |